از بزرگی حدیثی روایت کردند که کتاب برای انسان احمق به مانند آینه برای شخص کور است.الحق و الانصاف که چقدر زیادند این کور هایی که با خواندن چهارتا کتاب که هیچ هم از ایده های نویسنده ی بدبختش نمیفهمند دچار توهم همه چیز فهمی شده اند و خیال میکنند اینها اگر نبودند کار جهان لنگ بود و الان همه منتظر ظهور درخشان ایشان در آینده ای نزدیک اند،به اینگونه اشخاص باید گفت اولا تا وقتی حرکتی نکرده ای و نتیجه ای برای ملت نداشته است هیچ ارزشی نداری،حتی اگر غلطی هم کرده ای وظیفه بوده چراکه کسی که نعمتی در اختیار دارد وظیفه اش است از آن به نحو احسن استفاده کند پس اگر استعداد چیزی را داری وظیفه داری که بدرخشی و حق فخر فروشی نداری،هرچند که بازهم مایلم تکرار کنم که اکثرهم توهم استعداد داشته و باور کنید یکی از بدبختی های بزرگ روزگار ما همین خود نابغه پنداری است که چهار نفر خودنمای تهی مغز که واقعا چیزی در چنته ندارند افتاده اند سر زبان ها و بت سازی میشوند(در هر سطحی از اجتماع) و بعدا که گند کار در می آید کلا میگویند این علم،این رشته،این افراد همگی اینجور توخالی اند،باباجان مشکل از خودتان است که به هرکه خودنما تر است توجه میکنید،یقینا اطمینان دارم کسی که واقعا چیزی در چنته داشته باشد نیازی به تشویق های مسخره ی یک عده گوسفند ندارد تا دایما خودنمایی بنماید.
برچسب:
نویسنده: سارا فلاح